صفحه اصلی | عضویت در خبرنامه | پیوندها | گالری عکس | تابلو اعلانات | قدرداني و تشكر| تماس با ما

 

مدیریت                                                                                                                                   صفحه 2

    

ماهيت انگيزش:

 اصطلاح انگيزش در اصل از ريشة لاتين movere مشتق شده به معناي تحريك است. انگيزش از ريشه لاتين به معناي حركت كردن مشتق شده است. انگيزش يك رفتار،يك چيز ويك حادثه خاص نيست كه بتوان آنرا به طور مستقيم مشاهده كرد.بلكه تركيب ساخته اي است كه جنبه هاي خاص رفتار راتوصيف مي كند.
دو جنبه از رفتار را با مفهوم انگيزش توصيف مي نمايند كه عبارتند از:توجيه رفتار يا هدفي كه يك رفتار به آن متوجه است و انرژي متناسبي كه درآن رفتار صرف مي شود.به عبارت ديگر وقتي مي توان دريافت كه رفتار برانگيخته شده است كه هدف معيني رادنبال كند،ياموقعي كه شدت و بروز انرژي درسطحي است كه باوضع قبلي تفاوت دارد،بنابراين ،اصطلاح انگيزش به دومسأله متفاوت اطلاق مي شود.يكي اينكه چه چيزي انسان رافعال مي كند؟ديگر اينكه چه چيز يك شكل ازفعاليت ها را برساير فعاليت ها مسلط مي كند.


تعريف انگيزش:


تعريف انگيزش 1
: بايد گفت كه انگيزش عبارتست از عامل و حالتي كه افراد رابه انجام رفتار خاصي درسازمان وادار نمايد.
 تعريف انگيزش2 : براساس فرضيات،انگيزش معمولاً به مفهوم چيزي است كه انرژي زا است،هدايت مي كند رفتار راپايدار مي سازد.به سخن كوتاه درجه ونوع كوششي است كه فرد دريك موقعيت رفتاري از خود بروز مي دهد.
تعريف انگيزش3 : انگيزش يك فرآيند است كه بايك نياز ياكمبود رواني يا فيزيولوژيك آغاز مي شود و موجب فعال شدن رفتار  مي گردد كه يك هدف يا مشوقي راهدف قرار داده است.
تعريف انگيزش 4 : انگيزش مجموعه اي از فرآيندهاست كه موجب تحريك،جهت دهي و نگهداري رفتار انسان در جهت رسيدن به هدفي مي شود.
روانشناسان انگيزش را از دوجهت بررسي مي كنند:شدت و جهت به عبارت ديگر انگيزش مجموعه اي از نيروهاست كه موجب مي شود افراد به يك رفتار خاص و نه رفتارهاي ديگر مشغول شوند.
تعريف انگيزش5 : انگيزش به مفهوم ايجاد علاقه وتمايل درفرد براي احساس تعهد بيشتر به كار،فعاليت و احساس مسئوليت مي باشد.انگيزش رافرآيندي تصور مي كنند كه گزينش هائي را كه توسط انسان يا موجودات زنده ديگر صورت مي پذيرد،تحت نفوذ قرار مي دهد.


انگيزش هاي عمدة انسان

1- انگيزش كنجكاوي ونياز به تحريك:
تمام حيوانات و بخصوص افراد آدمي مجهز به وسيلة جمع آوري خبر و پردازش آن هستند.ما برحسب عادت به جمع آوري انواع گوناگون اطلاعات ازطريق حواس خود مي پردازيم.چنانكه ازطريق حواس بينائي، شنوايي ،بساوايي،بويايي وچشايي اين اطلاعات رادريافت مي كنيم .اين كارما راقادر مي سازد.دنياي خود رابشناسيم ودست به كار اثر بخش بزنيم .اما علاوه برداشتن توانايي وپردازش خبر،ماداراي يك نياز براي بكار انداختن اين توانايي نيز هستيم.اگر قرار باشد توانايي خبرپردازي مابخوبي كاركند،نياز به تمرين و استفاده كردن از آن را داريم.چه افراد آدمي و چه حيوانات داراي يك نياز فطري به تحريك هستند،كه آنها رابه جستجوي محرك حسي درمحيط برمي انگيزد.


2- انگيزش اثر بخشي :
نيازهاي محرك و كاوش ممكن است به عنوان كوششهايي در نظر گرفته شوند كه باشايستگي سرو كارداشتن بامحيط مربوط مي شوند.انگيزشي كه درپس اين فعاليتهاي شايستگي قرار دارد،انگيزش اثر بخشي نام دارد و يا يك انگيزه عمومي كه به هنگام تعامل بامحيط به نحو شايسته ومؤثر عمل مي كند.انگيزش اثر بخشي دررفتار آدمي نقش مهمي ايفا مي كند. هدفها به دست مي آيند،اما انگيزش اثر بخشي ارضا نمي شود.انگيزه نامبرده باقي مي ماند تارفتار رابه سوي شايستگي ها و مهارتهاي جديد سوق دهد.تقريباً مانند انگيزة اثربخشي،انگيزه دروني است كه چنين تعريف شود:
“ نياز شخصي به احساس شايستگي واستقلال رأي دردستكاري محيط خود” آن رابدين سبب دروني گويند كه هدفهايش احساسهاي دروني اثر بخشي،شايستگي واستقلال رأي هستند.


3- انگيزش كاميابي (موفقيت)
انگيزش موفقيت انگيزشي است كه برخي ازمردم ازآن برخوردارند،اين انگيزش آنان رابراي پاسخ دادن به شورآوردها وموانعي كه درراه رسيدن به هدفهايشان پديد مي آيد،ياري مي دهد.كسي كه ازاين انگيزش برخوردار باشد،آرزوي رشد وپرورش دارد ومي خواهد ازنردبان كاميابي بالا رود.دست يابي به هدف وبه انجام رساندن مقصود به خودي خود داراي ارزش است ونه براي پاداشهايي كه دربردارد.
چندين ويژگي براي كاركنان كاميابي جو تعريف كرده اند.آنان سخت مي كوشند،زماني كه پي ببرند كه براي كوششهايشان قدرشناسي شخصي دريافت خواهند داشت.زماني كه تنها ريسك متعادلي براي شكست درپيش باشد وزماني كه بازخورد ويژه دربارة كاركردگذشتة خود دريافت كننده درمقام مديري،آنان به زيردستان خود اعتماد مي كنند،به دادوستد آزاد انديشه ها مي پردازند،هدفهاي بالاتري راتعيين مي كنند ومي خواهند كه كاركنانشان نيز به سوي كاميابي گام بردارند.


4- انگيزش معاشرت (پيوستگي):
انگيزش پيوستگي سائقي است كه انسان را براي پيوستن به ديگران بر پايه اجتماعي مي راند. مقايسه كاركنان مؤفقيت جو با كاركنان معاشرت جو  نشان خواهد داد،چگونه اين دو الگو بر رفتار اثر دارند.مردمان كاميابي جو  آنگاه سخت تر به كار مي پردازند كه سرپرست آنان يك ارزيابي دقيق از رفتار كاري آنان فراهم آورد ولي كاركنان پيوستگي خواه زماني بهتر كار مي كنند كه آنان را براي سازگاري و همكاريشان بستايند.مردمان موفقيت جو ياراني را بر مي گزينند كه شايستگي فني دارند.بي آنكه به احساسات شخصي دربارة آنها توجه كنند.
ولي،كاركنان معاشرت جو گرايش به گزينش دوستاني دارند كه بر گردشان فراهم آيند.اينگونه كاركنان از بودن درميان دوستان خشنود مي شوند و براي پرورش اين گونه پيوندها خواهان آزادي عمل خود هستند.كارگران و سرپرستان كاميابي جو و پيوستگي خواه از كارهايي كه مشخص و سازمان داده شده است بيزارند براي آنكه در اين گونه كارها چالش و فرصت تصميم گيري كمتر وجود دارد.كارگران پيوستگي خواه از روي آن كارهاي مشخص و سازمان داده شده رادوست  نمي دارند كه آزادي آنان را در برقراري تماس بادوستان و درآميختن اجتماعي با آنان محدود مي كند.

5- انگيزش قدرت
انگيزش قدرت انگيزشي است براي نفوذ درمردم و دگرگون كردن موقعيت .مردمات قدرت طلب آرزوي پديد آوردن تأثيري ژرف بر سازمانهاي خود دارند و براي پذيرش خطرهاي آن آماده اند. هنگامي كه اين قدرت فراهم مي آيد مي توان آن را به شيوه اي سازنده يا راهي كوبنده به كارگرفت.
مردمان قدرت طلب مي توانند مديراني برجسته باشند به شرط آنكه سائقه اي آنان براي فراهم آوردن قدرت نهادي باشد و نه قدرت شخصي.قدرت نهادي نياز به نفوذ بررفتار ديگران براي سود و خوشبختي همة سازمان ها است.به سخن ديگر،اين گونه افراد قدرت را از راه هاي مشروع آن مي طلبند.و از اين رو ازسوي ديگران پذيرفته مي شوند.بااين حال،اگر انگيزش براي كسب قدرت شخصي باشد،آن كارمند يك رهبر سازماني ناكام خواهد شد.
شناخت وآگاهي ازالگوهاي انگيزشي به مديران ياري مي دهد تابه نگرشهاي كارمندان دربارة كار پي ببرند.آنان سپس باهركارمند برپاية الگوي انگيزشي اي كه دراو نيرومند است،رفتار خواهند كرد.براي نمونه،كارمند كاميابي جو رامي توان به كاري برگمارد وبراي وي شور آوردهاي آن شغل را برشمرد وبراي يك كارمند شايستگي خواه مي توان كار مشابه اي برگزيد وبر نياز به كيفيت عالي كار تأييد گذاشت.


6- انگيزش محبت (تأثير)
عشق يامحبت يك شكل بسيار پيچيده ازسائقهاي عمومي است.قسمتي ازاين پيچيدگي ناشي از اين واقعيت است كه ازبسياري جهات عشق،شبيه يك نياز اوليه ودربعضي ازمواقع مانند سائق ثانويه عمل مي نمايد.ازيك سو بطور مشخص محبت وعشق همراه باانگيزش اوليه جنسي وازطرف ديگر بانياز ثانويه معاشرت وپيوند جويي عمل مي كند.به همين علت اوقات آنرا يك نياز وگاهي آنرا انگيزش مي نامند.
حتي بعضي از روانشناسان آنرابعنوان سائقي مجزا از انگيزش معاشرت وپيوند جويي درنظر نمي گيرند.دردنياي امروز ،عشق جايگاه ويژه اي يافته است.عشق سازنده است ومي تواندبرتمام موانع پيروز شود.دردنيايي كه ما از تعارض هاي درون شخصي،بين شخصي وتعارضهاي ملي رنج مي بريم،ودردنيايي كه كيفيت زندگي وحقوق انساني بطور فراينده اي بااهميت تر تلقي مي شود.انگيزش محبت وعشق اهميت بيشتري درمطالعة رفتار آدمي مي يابد.


7- انگيزش امنيت
انگيزش امنيت يك انگيزش قوي درجامعه هاي باتكنولوژي بالا وسريع التغيير وجامعه هاي كه بيكاري يارقابت اقتصادي درآنها بالاست،محسوب مي شود.براي مثال يك كارگر آمريكائي كه مي تواند اقساط ماشين ياخانة خود رابپردازد؛ كودكانش رابه مدارس باكيفيت تربفرستد،آنها راروانة دانشگاه سازد ويايك شغل خوب رابراي خود حفظ كند،دربسياري ازجنبه هاي زندگي خود احساس امنيت مي نمايد.لكن بدليل تغييرات سازماني ايجاد شده درسطوح سازماني سالهاي اخير آمريكا،بيشتر كاركنان در تمام سطوح احساس ناامني بسيار شديدي دربارة مشاغل خود دارند.
درظاهر امنيت ساده تر از انگيزش هاي ديگر بنظر مي رسد زيرابرپاية ترس واجتناب قرارگرفته است.خلاصه اينكه،اين انگيزش مي تواند موجب يادگيري انگيزش امنيت براي حفاظت فرد از مسائل زندگي شده وفردرافعالانه به تلاش براي اجتناب ازموقعيت هايي كه مي تواند وي را از ارضاء ساير نيازهاي اوليه وعمومي محروم گرداند،تشويق نمايد.اما درواقع پيچيده تر ازاين سخنان است.
انگيزش امنيت آگاهانه دربالا توصيف شد اما بنظر مي رسد نوع ديگر نيز جود داشته باشد كه پيچيده تر است.شكل دوم ناخودآگاه آن مي تواند تأثير بسياري برروي رفتار ازمردمان داشته باشد.امنيت آگاهانه رامي توان بابرنامه هايي مانند بيمه هاي تأمين اجتماعي،بيكاري ،پس انداز عمر وبازنشستگي وديگر مزاياي بيمه ارضاء كرد.

8- انگيزش دروني و انگيزش خارجي:
انگيزش دومنبع دارد از درون فرد مي جوشيد و يا از دنياي بيرون بر فرد تأثير مي گذارد.كساني كه درون نيروي انگيزشي محركشان است از يك كشش دروني جهت رشد و كسب قابليتها و از خود سازماني در راه رسيدن به يك هدف يا تحقق امر خارجي و يا نيل به موفقيت برخوردارند.
كيفيت،ميزان تواناييهاي شخصي،ماهرشدن در كار و نيل به موفقيت اهدافي هستند كه بوسيلة درون بر انگيخته و تعقيب مي شوند، دست يابي به اين اهداف همانا پاداش آنهاست.كاركناني كه در سازمانها همواره به دنبال تغيير و تحولند و ايده هاي جديد ارائه مي دهند جزء اين دسته هستند .آنها براي ارضاء تمايل و احساس غرور دروني پيشنهاد سازماني ارائه مي كنند.اين تمايل آنها رابه صرف بيشترين ميزان تلاش و تكاپو حتي درشرايط فقدان مشوقها،مديران غيرحامي و همكاران منفي گرا و سرخورده وا مي دارد.
انگيزش خارجي در جريان تقويت منفي و مثبتي كه فرد از طرف منابع بيروني دريافت مي كند شكل مي گيرد. تقويت  محركاتي است كه با وجود ياعدم وجود آنها امكان وقوع رفتار افزايش يا كاهش مي يابد. تقويت كننده ها يا محسوسند و يا غير محسوس.وقتي تقويت كننده ها دريافت شوند، بعنوان پاداشهاي خارجي شناخته مي شوند به احتمال زياد،پيشنهاد دهندگان به منظور دريافت هر دو پاداش، دروني و بيروني،به ارائه پيشنهاد مي پردازند.ميزان اهميت هريك از آنها درهرفرد متفاوت است.اين تفاوتهاي فردي رابايد مديران در كاركنان بشناسند.

انگيزش شايستگي و ذاتي:
نظريه هاي گوناگون سعي دارند انگيزش آشكاري كه از احساس شايستگي و كنترل شخصي بر روي رويدادهايي كه بر ما تأثير مي گذارند را توضيح دهند،گرچه اسامي اين نظريه ها از انگيزش ذاتي گرفته تا ايجاب شخصي،انگيزش مؤثر و انگيزش شايستگي تفاوت مي كند اما در همة اين ديدگاهها،افراد با دريافت انگيزه هاي مناسب،در راه رسيدن به موفقيت و پيشرفت سعي و كوشش مي كنند.مثال ابتدايي از چنين جهد و كوششي تمايل به كسب درآمد بيشتر است.اگرچه نظريه هاي پيش گفته باهم تفاوت جزئي دارند اما هريك تاحدي به سه عنصر بنيادي در فرآيند انگيزش اشاره دارند،اولاً فرد نياز به احساس شايستگي،خود تجسمي و كنترل دارد ثانياً هدف اصلي،تأثير داشتن بر محيط و تسلط بر آن مي باشد، ثالثاُ پاداش براي پاسخ ها متكي بر شايستگي ياكسب برتري ذاتي است.اين پاداش در تضاد با دريافت پاداش غيرذاتي، منتج به عواطف يا تقويت شخصي مثبت مي شود.

 

صفحه بعد  1-2- 3-4-5
 

منوی اصلی      

 

   مدیریت    

در مورد بیمه  

قوانین و مقررات بیمه  

صندوق بیمه محصولات کشاورزی   

معرفی شرکتهای بیمه   

آمار و اطلاعات بیمه   

گزارشهای بیمه ای   

مقالات   

 

 کلیه حقوق متعلق به irbimeh.com است واستفاده از مطالب سایت با ذکر منبع مجاز است .

 

    Insurance